این ورِشیشه منم،اون ورِشیشه بارون؛ بارون آزادوآروم،من اماتوی زندون حرف تنهایی هام، حرف تکراریه؛ قطره ی اشک من، با بارون جاریه اون توی نیمه راه تنهام گذاشت و رفت؛ آسمونم امشب نداره یه ستاره میخوام هرچی که بود و فراموش کنم؛ برم زیر بارون بدون چتر دوباره بذار بارون بزنه رو تنِ خستم؛ گفتم نمیشکنم، اما شکستم تا که بارون ببره درده دلِ منو؛ تا که آروم بشم همین جا هستم بذار بارون بزنه رو تنِ خستم . . .
دِلَــــــم،
ســـایـــﮧ خاطراتـَتـــــ ..
من اینـــــــــجا . . . تــــو آنـــــــــــجا . . . نیمکـــــتـــ هــای دنـــیــــا را . . . چـــــه بـــــَد چــیــــده انــد . . . !
کـاش مـیـدانـسـتـی . . . و نکرد ...
بعضی آدما یهو میان؛ یهو زندگیتو قشنگ میکنن، یهو میشن همه ی دلخوشیت ... یهو میشن دلیل خنده هات! یهو میشن دلیل نفس کشیدنت ... .... بعد همینجوری یهو میرن! ... یهو گند میزنن به آرزوهات ... یهو میشن دلیل همه ی غصه هات و اشکات ... یهو میشن سبب بالا نیومدن نفست ...
عاشق نیستم !... فقط گاهی حرف تو که می شود؛ یا اسمت که می آید؛ دلم مثل اینکه تب کند! گرم و سرد میشود ... آب می شود... تنگ می شود ...
اگــه دُنیا بـرات پـشـت سـر هـم سـاز مـخـالـف مـیزنه، غـمت نـباشـه... حس کردی آخـراشـه، خلاصه یه جورایی کم آوردی، اینـقد دور خـوت نـچرخ زمـونه دورت مـیزنه... یـادت باشـه یـکی اون بـالـا حـواسـش بـه بنـده هـاشـه...
راستی همیشه یادت بمونه؛ هیچـکــس جـای هیچـکـس دیگــه ای رو پــر نمی کــنه...
گاهی وقتها نوشتنت نمی آید...
گاه جلوی آینه می ایستم...
تلخ می شوم! وقتی تو نیستی؛ اردیبهشت من، اردی جهنم است ...
من می روم؛ تو می مانی با دنیایی از خاطرات ... راستی؛ آن روز که دلداده ی تو شدم یادت هست؟؟ ... از آنجا به بعدش را پاک کن ! ...
خاطرات نه سر دارند، نه ته بی هوا می آیند تا خفه ات کنند، می رسند گاهی وسط یک فکر؛ گاهی وسط یک خیابان؛ وگاهی حتی وسط یک صحبت؛ رگ خوابت را بلدند ... سردت میکنند ... زمینت می زنند ... خاطرات تمام نمی شوند؛ تمامت می کنند ...
دلم....
زیر باران حتی به درخواست چتر هم جواب رد می دهم، می خواهم تنهاییم را به رخ این هوای دونفره بکشم ...
خدایا ؛ دلتنگی های ما را هیچ بارانی آرام نمی کند
فکری کن، اشک ما طعنه می زند به باران رحمتت ...
دلـَــ م تنـــگ شــده ...
عشق تو شوخی زیبایی بود که خداوند با قلب من کرد !... زیبا بود، اما شوخی بود !... حالا تو بی تقصیری، خدایمان هم بی تقصیر است، من تاوان اشتباه خود را پس میدهم، تمام این تنهایی، تاوان جدی گرفتن آن شوخی است ...
دوستت دارم را هم به من میگفتی هم به او! خودت بگو خیانت می کردی یا عدالت؟!! سال تحویل شد ومن تمام دلتنگی هایم را به جای تو در آغوش می کشم چقدر جایت خالیست ... نوروز مبارک در این نوروز باستانی خیال آمدت را به آغوش خسته می کشم ...
هرگاه از شدت تنهایی
ترسیدی؟ نترس..
دلم برات تنگ شده.....اما من...من ميتونم اين دوري رو تحمل كنم... به فاصله ها فكر نميكنم ...... ميدوني چرا؟؟ آخه... جاي نگاهت رو نگاهم مونده.....هنوز عطر دستات رو از دستام ميتونم استشمام كنم....رد احساست روي دلم جا مونده ... ميتونم تپشهاي قلبت رو بشمارم...........چشماي بيقرارت هنوزم دارن باهام حرف ميزنن.......حالا چطور بگم تنهام؟؟چطور بگم تو نيستي؟؟چطور بگم با من نيستي؟؟آره!خودت ميدوني....ميدوني كه هميشه با مني....ميدوني كه تو،توي لحظه لحظه هاي من جاري هستي....آخه...تو،توي قلب مني...آره!تو قلب من....براي همينه كه هميشه با مني...براي همينه كه حتي يه لحظه هم ازم دور نيستي...براي همينه كه ميتونم دوريت رو تحمل كنم...آخه هر وقت دلم برات تنگ ميشه...هر وقت حس ميكنم ديگه طاقت ندارم....ديگه نميتونم تحمل كنم...دستامو ميذارم رو صورتم و يه نفس عميق ميكشم....دستامو كه بو ميكنم مست ميشم...مست از عطر ت. صداي مهربونت رو ميشنوم ...و آخر همهء اينها...به يه چيز ميرسم.....به عشق و به تو.....آره...به تو....اونوقت دلتنگيم بر طرف ميشه...اونوقت تو رو نزديكتر از هميشه حس ميكنم....اونوقت ديگه تنها نيستم "تولدت مبارک"
باران که می بارد؛ تمام کوچه ها پر از فریاد من است که می گویم: من تنها نیستم، فقط تنها منتظرم، منتظر...
ومن هنوز عاشقم؛ آنقدركه مي توانم هرشب -بدون آنكه خوابم بگيرد- بي وفايي هايت را بشمارم، از اول تا آخر و دست آخر همه را فراموش كنم! آنقدر كه مي توانم اسمت را روي تمام آبهاي دنيا بنويسم و باز هم جاكم بياورم. آنقدر كه مي توانم شبها طوري به يادت گريه كنم كه خدا جايم را با آسمان عوض كند. و من هنوز عاشقم؛ آنقدر كه مي توانم چشمهايم را ببندم و خيال كنم؛
هنوز دوستم داري... ناجي تنها
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست؛ بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدائی عمیق ترین درد زندگی مردن نیست؛ بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد. عمیق ترین درد زندگی مردن نیست؛ بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساس دنيا است . عمیق ترین درد زندگی مردن نیست؛ بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند، و تو از او رسم محبت بیاموزی . عمیق ترین درد زندگی مردن نیست؛ بلکه گذاشتن سد در برابر رودی است که از چشمانت جاری است. عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست؛ بلکه یخ بستن وجود آدم ها و بستن چشمها است. عمیق ترین درد زندگی مردن نیست؛ بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آن ها تکیه کنی و از غم زندگی برایش اشک بریزی. عمیق ترین دردزندگی مردن نیست؛ بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته.... ناجي تنها |
About![]()
♀ من یک دختـــــــر ایــــرانـــیـــــم بــــــــدان \"حــــــوای\" کسی نـــــمی شــوم که به \"هــــــوای\" دیگری برود .. تنهاییم را با کسی قسمت نـــمی کنم که روزی تنهایم بگذارد .. روح خـــداست که در مــــــن دمیـــده شده و احســـــاس نام گرفته .. ارزان نمی فروشمش .. دستــــــهایم بــالیـــن کـــودک فـــردایـــم خـــواهـــد شــــد .. بـــی حـــرمتـــش نمی کنم و به هــر کس نمی سپارمش../
آبان 1391 مهر 1391 شهريور 1391 مرداد 1391 تير 1391 خرداد 1391 ارديبهشت 1391 فروردين 1391 اسفند 1390 بهمن 1390 آذر 1390 آبان 1390 شهريور 1390 تير 1390 خرداد 1390 ارديبهشت 1390 دی 1389 آذر 1389 آبان 1389 AuthorsLinks
کیت اگزوز
کیت اگزوز ریموت دار برقی |